حس غریب و اما آشنا ( عشق)
روزی را به یاد دارم که با اولین نگاهم عشقو تو چشای مامانم دیدم اون روز چیزی نفهمیدم
روزی رو به یاد دارم که معلمم عاشقانه دستمو گرفت وکلمه آ و ب رو یادم داد بازم نفهمیدم
روزی رو به یاد دارم که ۱۳/۱/۷۲ رو به یاد دارم که با کله خوردم زمین وهمه جام گلی و زخمی شد بابام به دادم رسید بازم چیزی نفهمیدم
اما حالا هم اونا رو فهمیدم هم تو رو یافتم ای همه کسم
نمیدونم تو از کدوم ترانه ای که اینجوری به دلم چسبیدی
نمیدونم تو از کدوم ستارهای که اینجوری تو دلم درخشیدی
برا قلب خسته و شکسته ی من تو بهاری پر شکوفه ای ای مونس درد های من
ستاره سهیل من، بر قلب من همیشه تو بتاب که روشنترین ستاره ای،ای گیتار زندگیم
برای من همیشه بنواز که تو بهترین نوازشگر قلبمی

من همه اشکهای که تو این سالها ریختمو به کسی هم نگفتم
تمام حرفهایی رو که تو این سالها با خودم زمزمه کردم
می خوام با تو قسمت کنم،می خوام با تو باشم
لحظه ای رو به یاد دارم که برای اولین بار دستهای یخ زده
وقلب ترک خورده ام روبا نگاه عاشقانت التیام بخشیدی
پس بیا دستانت را به دستانم گره بزن تا با هم به اوج قله عشق
صعود کنیم و کلبه مهر و محبت رو ماهم در تسخیر خود در آوریم
ای تنها بهانه ی زندگانیم دوستت دارم

میترسم از روزی که چشمامو باز کنم و تو رو توکنار خودم نداشته باشم
میترسم از روزی که اینها همه سرابی باشند در رویاهای من
میترسم از روزی که دیگر مرهمی بر زخمهای خسته ی من نباشی
فراموشم نکن ای بهانه زندگانیم
































































